گرایش : بازرگانی بین الملل

عنوان :   مطالعه ارتباط استراتژی رقابتی، ساختار سازمانی و عملکرد شرکت های صنعت مواد غذایی 

دانشگاه علامه طباطبايي

دانشکده مديريت و حسابداري

پايان نامه کارشناسی ارشد رشته مديريت بازرگاني گرایش بازرگانی بين الملل

مطالعه ارتباط استراتژی رقابتی، ساختار سازمانی و عملکرد شرکت های صنعت مواد غذایی براساس دیدگاه مبتنی بر منابع

استاد راهنما

دكتر نادر مظلومي

استاد مشاور

دكتر مهدي حقيقي كفاش 

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چكيده

هدف اين پژوهش مطالعه ارتباط ساختار سازمان، استراتژی کسب و کار و به دنبال آن تاثیر آن ها بر ارتقاء و بهبود عملکرد شركت های صنعت غذایی استان تهران با بهره گیری از تئوري مبتني بر منابع می باشد. ساختار سازماني در برگيرنده طرح سيستم هايي می باشد كه به وسيله آن ها همه واحدها متناسب و يكپارچه مي شوند و در نتيجه ارتباط موثر در سازمان تضمين خواهد گردید. از سوی دیگر استراتژی نشان دهنده یک طرح، چگونگی و نحوه رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگر می باشد و الگو و چارچوبی برای تصمیم گیری و اقدام را پیش روی سازمان قرار می دهد. از آنجایی که ارتقاء مداوم عملکرد سازمانی از شاخص های مطلوب و مورد نظر مدیران می باشد شناخت نسبت به چگونگی روابط بین این دو عامل تأثیرگذار بر کسب برتری سازمانی با به‎کار گیری دیدگاه مبتنی بر منابع مهم و اهمیت دارد.

در این پژوهش تاثیر ساختار سازمانی به عنوان یک منبع داخلی از طریق استراتژی رقابتی بر عملکرد شرکت مورد مطالعه قرار گرفته می باشد.

جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران (سرپرستان، مدیران میانی و مدیران عامل) شرکتهای صنعت غذایی مستقر در استان تهران می­باشد. تعداد 60 شرکت که تولیدکننده محصولات لبنی در سطح شهر تهران می­باشند شناسایی شده­اند. از میان شرکتهای شناسایی شده، شرکتهایی با تعداد کارکنان بیش از 150 نفر و با سابقه بیش از 10 سال به عنوان جامعه هدف در نظر گرفته شدند. روش این پژوهش از نظر هدف از نوع پژوهش کاربردی می باشد. طرح پژوهش در این پژوهش، پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می­باشد. روش نمونه­گیری در پژوهش حاضر نمونه­گیری طبقه­ای می باشد؛ همبستگي میان ابعاد متغیرهای پژوهش در جامعه مورد نظر نشان دهنده ارتباط مثبت و معنی داری این ابعاد متغیرها می باشد.

نتایج آزمون میانگین نشان دهنده این می باشد که ساختار سازمانی، استراتژی رقابتی و عملکرد در شرکت های تولید کننده محصولات لبنی استان تهران در وضعیت مطلوبی قرار دارند. همچنین نتایج مدل معادلات ساختاری نشان دهنده ارتباط­ي علي مثبت و معنی­داري ميان «ساختار سازمانی» و «عملکرد سازمانی» از  طریق                      «استراتژی سازمانی» می باشد.

کلید واژه‎ها: ساختار ؛ استراتژی رقابتی ؛ عملکرد سازمانی؛ تئوری مبتنی بر منابع

فصل اول

مقدمه.. 1

1-1- اظهار مسئله.. 2

2-1- اهمیت و ضرورت موضوع.. 4

3-1- گزاره های پژوهش… 6

1-3-1- پرسش های اصلی و فرعی.. 6

2-3-1- فرضیه های پژوهش.. 7

3-3-1- هدف های پژوهش یا نتایج مورد انتظار 7

4-3-1- متغیرهای پژوهش.. 7

4-1- روش کلی پژوهش… 10

1-4-1- قلمرو مکانی-جامعه پژوهش.. 10

2-4-1- قلمرو زمانی پژوهش.. 10

3-4-1- روش نمونه گیری و تخمین حجم جامعه. 10

4-4-1- روشهای گردآوری داده‌ها و ابزار مورد بهره گیری برای آن.. 11

5-4-1- روشهای تحلیل داده ها 11

5-1- توضیح واژه ها و اصطلاحات پژوهش… 11

فصل دوم

مقدمه.. 13

1-2- استراتژی… 13

1-1-2- پیشینه استراتژی.. 13

2-1-2- رویکردها به استراتژی.. 16

1-2-1-2- رویکردهای استراتژی مبتنی بر زمان شکل گیری استراتژی… 18

3-1-2- انواع استراتژی.. 21

1-3-1-2- انواع استراتژی های سازمانی… 21

2-3-1-2- تقسیم بندی استراتژی ها بر اساس سطوح سلسله مراتب سازمانی… 23

4-1-2- استراتژی های رقابتی.. 24

1-4-1-2- استراتژی هزینه کمتر. 25

2-4-1-2- استراتژی فرق. 26

5-1-2- ارتباط ساختار صنعت و استراتژی رقابتی 30

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-2- ساختار سازمانی… 32

1-2-2- تحقیقات مینتزبرگ در مورد انواع ساختارهای سازمانی.. 33

2-2-2- ابعاد مهم ساختار سازماني.. 35

1-2-2-2- تمرکز. 35

2-2-2-2- رسميت…. 35

3-2-2-2- پیچیدگی… 37

3-2-2- سیر تکامل ساختارهای سازمانی 39

3-2- پیکربندی ساختار و استراتژی… 42

1-3-2- رویکردهای مرتبط برای پیکربندی ساختار و استراتژی… 43

4-2- دیدگاه های مطرح در زمینه ارتباط استراتژی و ساختار. 4

1-4-2- رویکرد اقتضایی… 45

1-4-2- رویکرد مبتنی بر منابع 51

5-2- عملکرد سازمانی… 54

1-5-2- شاخص های سنجش عملکرد. 55

6-2- پیشینه پژوهش… 56

7-2- چارچوب نظری پژوهش… 61

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

جمع بندی مطالب… 64

 فصل سوم

مقدمه.. 66

1-3- روش پژوهش… 66

1-1-3- برحسب هدف… 66

2-1-3- برحسب گردآوری داده ها 67

2-3- جامعه آماری… 67

3-3- روش نمونه گیری 68

4-3- تعیین حجم نمونه.. 68

5-3- روش جمع آوری اطلاعات… 69

6-3- روایی پرسشنامه 70

7-3- پایایی پرسشنامه 70

8-3- روش تجزیه و تحلیل داده ها 71

1-8-3- آزمون کولموگروف – اسمیرنوف… 71

2-8-3- آزمون میانگین… 72

3-8-3- معادلات ساختاری… 73

فصل چهارم

مقدمه.. 75

1-4- توصیف داده های مربوط به ویژگی های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان 75

1-1-4- وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر جنسیت…. 75

2-1-4- وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر سن… 76

3-1-4- وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر میزان تحصیلات… 77

4-1-4- وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر سابقه خدمت…. 78

5-1-4- وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر وضعیت استخدامی… 78

6-1-4- وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر عنوان شغلی… 79  

2-4-آزمون کولموگروف اسمیرنوف… 80

3-4-مطالعه وضعیت متغیرهای سه گانه در شرکت های فعال صنعت غذایی… 81

1-3-4- مطالعه وضعیت ساختار سازمانی شرکت های فعال در صنعت غذایی… 81

2-3-4- مطالعه وضعیت استراتژی کسب و کار شرکت های فعال در صنعت غذایی… 82

3-3-4- مطالعه وضعیت عملکرد شرکت های فعال در صنعت غذایی… 83

4-4-مطالعه تحلیل عاملی متغیرهای پژوهش.. 84

1-4-4- مطالعه متغیر تمرکز. 85

2-4-4- مطالعه متغیر رسمیت…. 89

3-4-4- مطالعه متغیر بهره گیری از رسمیت…. 92

4-4-4- مطالعه متغیر پیچیدگی… 95

5-4-4- مطالعه متغیر  رهبری هزینه. 98

6-4-4- مطالعه متغیر  فرق در بازاریابی… 101

7-4-4- مطالعه متغیر  فرق در نوآوری… 103

8-4-4- مطالعه متغیر  عملکرد. 106

9-4-4- مطالعه مدل مفهومی پژوهش… 109

5-4- آزمون فرضیه های پژوهش… 111

فصل پنجم

مقدمه.. 116

1-5- پاسخ به فرضیه های پژوهشی… 116

1-1-5- فرضیه 1.. 116

2-1-5- فرضیه 2.. 117

3-1-5- فرضیه 3.. 117

4-1-5- فرضیه 4.. 117

2-5- پیوند یافته ها با پژوهش های پیشین… 118

3-5- پیشنهاد های پژوهش… 119

4-5- پیشنهاد برای پژوهش های آتی… 120

5-5- محدودیت های پژوهش… 121

فهرست منابع.. 121

مقدمه

اصلاح ساختار سازمانی همواره از دغدغه های مدیران می باشد زیرا بخش مهمی از فعالیت های مدیران معطوف به سازماندهی مناسب عواملی می باشد که مستلزم ایجاد سازماني مناسب می باشد. ساختار سازماني، چارچوبي می باشد كه بوسيله آن فعاليت هاي سازمان تقسيم، سازماندهي و متناسب مي شوند. هر سازمان داراي ساختار خاصي می باشد و مهم آن می باشد كه اين ساختار به گونه اي باشد تا نه تنها عوامل انجام كار با يكديگر متناسب بلكه قابل كنترل نيز باشند. ساختار سازماني تعيين كننده روابط رسمي و نشان دهنده سطوحي می باشد كه در سلسله مراتب اداري هست و حيطه كنترل مديران را مشخص مي كند. همچنين ساختار سازماني دربرگيرنده طرح سيستم هايي می باشد كه به وسيله آن ها همه واحدها متناسب و يكپارچه مي شوند و در نتيجه ارتباط موثر در سازمان تضمين خواهد گردید. از سوی دیگر استراتژی نشان دهنده یک طرح،  چگونگی و نحوه رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگر می باشد و الگو و چارچوبی برای تصمیم گیری و اقدام را پیش روی سازمان قرار می دهد. در واقع استراتژی علاوه بر اینکه چشم انداز ، آرمان و جهت شرکت را تعیین می کند، به سازمان نشان می دهد که در آینده چگونه شرکت یا سازمانی خواهد بود. از آنجا که تصمیم های مربوط به ارائه محصول و یا خدمت در غالب استراتژی گنجانده می گردد از این روی اهمیت اجرای موفق استراتژی عامل اساسی و حیاتی در موفقیت سازمان ها خواهد بود. اگرچه وجوه مختلف خود نشان دهنده اهميت آن می باشد ولي از آنجا كه ساختار سازماني يكي از اركان مهم اجراي استراتژي می باشد پرداختن به آن جزء لاينفك وظايف مديران می باشد. از آنجا كه ساختار خود موجد استراتژي می باشد و از سويي تعيين كننده در تخصيص منابع نيز مي باشد، تغيير در ساختار سازماني همواره مي بايست مورد توجه قرار گيرد. ساختار بايد به گونه اي طرح ريزي گردد كه اجراي استراتژي تسهيل گردد. طراحی ساختار سازمانی و اجرای موفق  استراتژی، هر دو در راستای دستیابی به عملکرد شرکت که همانا موفقیت سازمان می باشد تأثیر مهمی اعمال می کند.

از این رو می توان ارتباط میان ساختار و استراتژی را براساس اثرشان بر عملکرد سازمانی مورد مطالعه قرار داد. در فصل حاضر در آغاز مسئله و ضرورت آن اظهار می گردد. سپس گزاره های پژوهش در قالب پرسش پژوهش، فرضیه ها، اهداف و متغیرهای مورد مطالعه آورده می گردد. روش پژوهش نیز از دیگر مباحث مطرح شده در فصل حاضر می باشد. در نهایت نیز مفاهیم پژوهش به صورت عملیاتی تعریف می شوند.

1-1- اظهار مسئله

توجه اقتضايي تا دیر زمانی تفكر غالب در تئوري سازمان بوده می باشد. این دیدگاه بر اين نكته تأكيد دارد كه اعتبار، اثربخشي و كارايي و بهره وري ساختار سازماني به عوامل اقتضايي همچون استراتژي، اندازه سازمان، تكنولوژي، محيط، طرح سازماني و قدرت (كنترل). بستگي دارد. در نظر داشتن این عوامل اقتضايي در وضعیت رقابتی موجود، امري حياتي می باشد و در مواردي بقاي سازمان را رقم مي زند. از اين رو ساختار بايد با در نظر داشتن اين عوامل طراحي گردد تا بــتواند زمــينه تحــقق اهــداف و استــراتژي هاي سـازمان را فراهم كند (بالیگ[1] و دیگران، 1992). همان گونه که در بالا تصریح گردید یکی از عوامل تعیین کننده ساختار سازمانی، استراتژی می باشد. مهمترين تحقيقاتي كه در ارتباط با تأثير استراتژي بر ساختار صورت گرفته، مي توان به تحقيقات چندلر[2] در اوايل دهه 1960 و تحقيقات مايلز و اسنو[3] تصریح كرد. به گونه اختصار این تحقیقات بر این نکته اصرار می ورزند که تناسب میان استراتژی و ساختار سازمانی بر عملکرد تاثیر می گذارد. از این رو می توان گفت که تغییر در متغیرهای اقتضایی تناسب موجود میان استراتژی و ساختار را به هم می زند؛ عدم تناسب به وجود آمده به تغییر ساختار می انجامد؛ و تغییر در ساختار باعث ایجاد تناسبی جدید می گردد که عملکرد را دوباره احیا می کند (اسکات[4]، 1390: 152).

پیش روی این نظریه اقتضایی، دیدگاه مبتنی بر منابع و نگاه به سازمان از زاویه توانمندی های متمایز کردن که رویکردی جدید در مطالعات سازمان و مدیریت ارائه می دهد نظری متفاوت دارد. این دیدگاه با تاکید بسیار بر منابع داخلی سازمان پیش روی وضعیت رقابتی در صنعت، اظهار می دارد که منابع تنها زماني براي ما ارزشمند هستند که باعث رشد کارايي شده و امکان سرمايه­گذاري در فرصت­ها و مقابله با تهديدات را براي ما ايجاد کنند.

پپارد و ريلاندر[5] بيان مي­كنند كه تئوری مبتنی بر منابع چشم­اندازي جامع را براي درك چگونگي به‎کارگیری منابع در ارزش آفريني براي سازمان­ها ارائه مي­كند (پپارد و ريلاندر، 2001). به طوری که دیدگاه مبتنی بر منابع به عنوان کلید اولویت رقابتی در بسیاری از فعالیت­های سازمان­ها شامل استراتژی سازمان، قابلیت فناوری اطلاعات و ساختار سازمانی می‎باشد (چانگ[6]، 2004). تحقیقات نشان داده می باشد که ديدگاه مبتني بر منابع[7] به سازمان‎ها امکان ايجاد، استقرار و کاربرد قابليت‎هاي منابع کمياب را می دهد (بات[8]، 2002). به گونه اختصار این ديدگاه بر اين اصل استوار می باشد كه سازمان ها در منابع، كه شامل منابع ملموس و ناملموس می باشد، متفاوت هستند و به همين دليل از وضعيت رقابتي متفاوتي برخوردارند. از همین رو با در نظر داشتن اینکه تاکید دیدگاه مبتنی بر منابع بر ویژگیهای داخلی می باشد، این سوگیری سبب می گردد که پژوهشگران با تجزیه و تحلیل ساختار سازمانی به عنوان یک منبع ارزشمند و منشاء مزیت رقابتی، روابط بین استراتژی و ساختار را چارچوب دوباره بخشند. ساختار سازمانی جدای از اینکه یکی از عناصر پیاده سازی راهبرد شرکت می باشد، یک منبع مهم مزیت رقابتی نیز می باشد (پرتوساارتگا[9] و دیگران، 2010). بنابراين به نظر مي­رسد شناخت و مطالعه ابعاد ساختاری به عنوان یکی از منابع با ارزش سازمان که می تواند استراتژی سازمانی را تحت تاثیر قرار دهد، موجب ارتقای عملکرد سازمانی گردد. به بیانی دیگر برعکس رویکرد اقتضایی، دیدگاه مبتنی بر منابع اظهار می دارد که نه تنها استراتژی سازمان خاصیت تعیین کنندگی کمی برای ساختار سازمان دارد، بلکه استراتژی سازمان براساس منابع موجود اعم از ساختار سازمانی و … نیز شکل می گیرد. از این رو می توان گفت که جهت گیری رویکرد اقتضایی مبتنی بر تغییرات خارج از سازمان (محیط) می باشد؛ در حالی که رویکرد مبتنی بر منابع درصدد مطالعه منابع داخلی سازمان به عنوان پایه های کسب مزیت رقابتی می باشند. علاوه براین تفاوت میان این دو دیدگاه را می توان به صورت زیر اختصار نمود:

نخست اینکه بیشتر دانش نظری در مورد ارتباط میان استراتژی و ساختار در ارتقای عملکرد سازمانی به چندین دهه گذشته بر می گردد و شرایط محیطی با شرایط محیطی آن وقت، که چندلر به این نتیجه رسید که ساختار از راهبرد پیروی می کند، متفاوت می باشد. شرکت های مدرن با محیطی شتابان در حال تغییر، فوق رقابتی و آشفته روبرو هستند که در آن ترجیحات مشتریان بسیار متغیر بوده و فناوری، سناریوهایی گذرا را پشت سر می گذارد. در چنین وضعیتی، دیدگاه مبتنی بر منابع بهتر از جهت گیری های مبتنی بر بیرون سازمان می تواند منابع مزیت رقابتی پایدار را توضیح دهد. مبنای راهبرد کسب‌وکاری که بر حسب منابع داخلی و آن چیز که قادر به اجرای آن می باشد تعریف شده، با دوام تر از مبنای راهبرد کسب و کاری می باشد که بر اساس نیازهایی که بایستی برآورده کند تعریف شده می باشد. دوم اینکه، پژوهش های قبلی بر خلاف پژوهش های حاضر (که بر مزیت رقابتی متمرکز هستند)، بر مزیت استراتژی های شرکتی متمرکز هستند. رویکرد مناسب برای مطالعه راهبرد شرکتی رویکرد اقتضایی می تواند باشد. اگر شرکتی بخواهد استراتژی تنوع را به کار گیرد، احتمالاً لازم می باشد که ساختار سازمانی را از سازماندهی بر مبنای وظیفه ای به بخشی تغییر دهد. با این تفاصیل، شرکت می تواند بر حسب راهبرد رقابتی، مکانیزم های متناسب کننده درونی را به عنوان منبعی با ارزش جهت دستیابی به مزیت رقابتی به کار گیرد. لذا دیدگاه مبتنی بر منابع رویکرد مناسب‌تر برای تجزیه و تحلیل ارتباط بین ساختار سازمانی و راهبرد رقابتی می باشد (پرتوساارتگا و دیگران، 2010). دلیل این برتری  این می باشد که دارايي­هاي ملموس (همچون سرمايه، زمين، مواد اوليه و …) باعث ايجاد مزیت رقابتی پايدار براي سازمان نمي­شوند یا حداقل سهم اندکی در وقوع این مهم دارند. سازمان­هاي امروزي بايستي ارتقای عملکرد خود را در راستای کسب برتری بر دارایی های ناملموس خود بنا نهند.

از این رو با توجه روز افزون به دیدگاه مبتنی بر منابع، در پژوهش حاضر به دنبال مطالعه ارتباط میان استراتژی، ساختار و عملکرد سازمانی براساس این دیدگاه در جامعه مورد نظر هستیم. به بیانی دیگر به دنبال یافتن پاسخ به این سوال هستیم که آیا در شرکت های صنایع غذایی برخلاف نظر متقدمین (نظریه اقتضایی) و مطابق با دیدگاه مبتنی بر منابع می توان ریشه های استراتژی را در ساختار سازمانی جستجو نمود و به ارتقای عملکرد اندیشید؟و به بیانی دیگر آیا ساختار به واسطه اثر گذاری بر استراتژی به عملکرد بهتری می انجامد یا خیر؟

2-1- اهمیت و ضرورت موضوع

در ادبیات مدیریت، توجه های گوناگونی برای دسته بندی نظریه های مدیریت وجود دارند که عبارتند از دسته بندی های تاریخی که از منطق تاریخی و سیر تحولات تاریخی بهره گیری می گردد ، دسته بندی موضوعی که نظریه ها را در سه دسته کلاسیک، نئوکلاسیک و مدرن قرار می دهد و دسته بندی نظری که توجه های روابط انسانی، فرآیندی، علمی، سیستمی و اقتضایی را برای جمع بندی نظریه ها مطرح می کند. در این بین توجه جدید استراتژیک به مدیریت و یا هر علمی در دو سطح استراتژیک و عملیاتی مطرح می گردد. در سطح استراتژیک مسائل به صورت ذهنی، مفهومی، نظری و کیفی اظهار می شوند اما در سطح عملیاتی به صورت عینی، عملیاتی، عملی و کمی اظهار می شوند. مسائل ذهنی یک ذهنیت روشن قبل از اقدام می دهند ویک نتیجه نظری یا مفهومی ارائه     می کند که مبنای اقدام قرار می گیرد. استراتژی عبارت می باشد از برنامه جامع و همه جانبه که نشان می دهد شرکت چگونه به ماموریت های خود دست می یابد. در تعریفی دیگر استراتژی جهت گیری کلی حرکت سازمان جهت نیل به سوی وضعیت مطلوب در سطح ذهنی و مفهومی می باشد. بیشتر سازمان ها به جای داشتن یک استراتژی جامع و واحد از مجموعه ای از استراتژی های مرتبط بهره گیری می کنند که هر یک در سطوح مختلفی از شرکت طراحی می شوند. هر استراتژی علاوه بر پاسخگویی به شرایط محیطی با استراتژی های سطوح دیگر و نیز با نقاط قوت و شایستگی های رقابتی واحد تجاری مربوطه و با سطح شرکت به عنوان یک واحد متناسب می باشد. در تحقیقات پیشین به مطالعه و ضرورت همخوانی استراتژی هایی مانند استراتژی های منابع انسانی و …. پرداخته شده می باشد .در پژوهش    پیش رو استراتژی رقابتی به عنوان سطحی از استراتژی که به صورت ملموس تری می تواند مبین ضرورت این همخوانی به خصوص در بازار رقابتی همچون صنعت غذایی کشور باشد در نظر گرفته شده می باشد.

از سوی دیگر سازمان بدون ساختار، قابل تصور نيست و ازآنجا که هر شرکت غذایی لزوماً سازمان می باشد لذا میتوان گفت که شرکت های صنعت غذایی بدون ساختار سازمانی قابل تصور نیست . پس نكته حائز اهميت وجود یا عدم وجود ساختار سازمانی در این شرکت ها نيست، بلكه تناسب یا عدم تناسب ساختار سازمانی شرکتهای صنعت غذایی با محيط، موضوعی می باشد که با اهميت می باشد و تأثیر بسيار مهمی درموفقيت این سازمانها دارد. توسعه و پيشرفت صنعت غذایی بدون توسعه و پيشرفت سازمانهای این صنعت امكانپذیر نيست. به بیانی دیگر، هرگونه پيشرفتی در صنعت غذایی به عنوان یک کل، از پيشرفت شرکتهای این صنعت به عنوان اجزا و عناصرآن تفكيک ناپذیر می باشد و سازمانهای صنعت غذایی برای دستيابی به عملكرد بهتر نيازمند سازماندهی صحيح و علمی هستند. سازمانهای صنعت غذایی به عنوان سيستم باز با محيط خود در تعامل اند، پس ناچارند منابع مورد نياز خود را از محيط تأمين نموده، محصولات خود را در آن به فروش برسانند و برای ادامه حيات و اثربخشی، تغييرات محيطی را تعبير و تفسير نمایند، پس بایستی ساختار سازمانی مناسب با محيطی که در آن فعاليت میکنند را به وجود آورند. ازآنجاییکه عدم اطمينان محيطی شرکتهای صنعت غذایی  به علت های ناشی از تغييرات محيطی و تنوع مشتریان در سطح بالایی قرار دارد، پس همه این موارد اصلاح ساختار سازمانی شرکتهای صنعت غذایی  را متناسب با تغييرات محيطی صنعت الزامی میسازد. با در نظر داشتن مباحث مطرح شده، میتوان به ضرورت و اهميت مطالعه و اصلاح ساختار سازمانی شرکتهای صنعت غذایی پی برد. همچنین ساختار سازمانی متناسب و اصلاح شده را می توان به عنوان یکی از نقاط مثبت در طراحی استراتژی ها در نظر گرفت.

همچنین از دیرباز دستیابی به عملکردهای برتر آرزوی تمامی مدیران و صاحبان سهام شرکت ها بوده می باشد. از این رو این سوال پیش می آید که “چرا بعضی از سازمان ها نسبت به دیگر انواع خود عملکرد بهتری دارند؟” این به معنای نسبی بودن مفهوم “عملکرد” می باشد و اینکه بعضی از شرکت ها  در بهره گیری بهینه از منابع موجود خود موفق                 نمی باشند. تئوری پردازان اقتضایی در جواب به این مسئله اظهار می کنند که سازمان ها به مقصود دست یابی به عملکرد بالاتر بایستی متغیرهای سازمانی را با متغیرهای زمینه ای یا محیطی هم راستا و منطبق نمایند. به بیانی دیگر به مقصود دستیابی به عملکرد بهتر، سازمان ها بایستی فرآیندها و فعالیت های سازمانی خویش را هم راستای استراتژی رقابتی سازمان که با در نظر داشتن متغیرهای محیطی تعیین می گردد، انتخاب نمایند و به کار گیرند. سازمان هایی که چنین سیاستی را  دنبال می نمایند، به عملکرد بالاتری نسبت به سازمان هایی که اینگونه اقدام نمی کنند دست می یابند.

پیش روی در محيط پر تلاطم کنوني، سازمان­ها با تغييري از رويکردهاي استراتژي­هاي کنوني به منابع داخلي شرکت به همراه توجيه مزاياي آن بر عملکرد شرکت مواجه شده‎اند (پاراهالد و همل[10]، 1990). پایه چنین رویکردی در        بهره برداری از منابع سازمان نهفته می باشد. علاوه بر بعد نظری، پژوهش های اخیر نیز نشان دهنده این می باشد که ارتقای عملکرد شرکت ها، کسب مزیت رقابتی، ایجاد نوآوری و … از طریق منابع نامحسوس (دانش، سرمایه فکری، انسانی، و …) آن ها صورت می پذیرد.

مانند متغیرهایی که برای ارتقای عملکرد و دستیابی به بهترین عملکرد برشمرده شده می باشد می توان به ساختار، استراتژی، اندازه سازمان، تكنولوژي، محيط و قدرت (كنترل) تصریح نمود. این متغیرها می توانند وضعیت رقابتی یک شرکت را در یک صنعت تعیین نمایند. از این رو تصمیم گیری در مورد طراحی ساختار و راهبرد رقابتی شرکت بدین دلیل اهمیت دارد که به کسب مزیت رقابتی و بهبود عملکرد شرکت می انجامد. همان گونه که در بالا تصریح گردید، پژوهشگران دیر زمانی می باشد که ارتباط بین راهبرد و ساختار را بر اساس تئوری اقتضایی مطالعه کرده اند (به عنوان مثال مطالعات چندلر). بر اساس این رویکرد، طرح سازمانی بهینه بیش از سایر عوامل، مقتضی بر راهبرد می باشد. با این حال، هنوز هم ابهاماتی نسبت به روابط راهبرد-ساختار-عملکرد هست که بایستی به آنها پرداخته گردد (پرتوساارتگا و دیگران، 2010). مطالعه این روابط به نظر می رسد با در نظر داشتن تئوری مبتنی بر منابع امکان پذیر باشد. تمرکز بر این رویکرد بدین دلیل می باشد که تمرکز دیدگاه مبتنی بر منابع بر استراتژی رقابتی پیش روی استراتژی شرکتی می باشد. این نوع استراتژی که ریشه در منابع سازمانی بویژه منابع ناملموس دارد می تواند به مزیت رقابتی و یا ارتقای عملکرد سازمانی و یا مالی منجر گردد. به طوری که بیشترین تطابق را با جامعه آماری پژوهش حاضر که همانا شرکت های صنعت غذایی می باشد، دارد.

تعداد صفحه :224

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان